باشندگان بلخاب در دیدار با والی طالبان در سرپل، از ادامه قیرریزی سرک سرپل–بلخاب و ساخت شفاخانه معیاری تا بهبود مخابرات، تأمین سوخت زمستانی و عملیشدن پروژههای وعدهدادهشده شرکت انکشاف ملی را مطرح کردند؛ مطالباتی که بار دیگر پرسش سهم مردم بلخاب از ثروت زغالسنگ این ولسوالی را به میان آورده است.
مسئله بلخاب دیگر تنها این نیست که چه مقدار زغالسنگ از معادن این ولسوالی استخراج و به بیرون انتقال داده میشود. پرسش مهمتر این است که در برابر استخراج این ثروت، چه چیزی برای مردم بلخاب باقی میماند؟
در روزهای پایانی سپتامبر ۲۰۲۶، قاری بختیار معاذ، والی طالبان در سرپل، در جریان سفری دو روزه به بلخاب با مسئولان محلی و شماری از باشندگان این ولسوالی دیدار کرد.
در جریان این سفر، باشندگان بلخاب مجموعهای از نیازهای اساسی خود را مطرح کردند؛ از ادامه قیرریزی سرک سرپل–بلخاب از مسیر قُمکوتل و عملیشدن پروژههای وعدهدادهشده شرکت انکشاف ملی گرفته تا ایجاد شفاخانه معیاری، بهبود شبکههای مخابراتی و رسیدگی به نیاز مردم به سوخت در زمستان.
از «سرمایه شما» تا مطالبه خدمات
Balkhab.com در ۲۸ آگست ۲۰۲۶ در مقاله «از «جنگ زغالی» بلخاب تا «جنگ طلایی» بدخشان» به استخراج زغالسنگ، وضعیت کارگران، عواید معادن و وعدههای شرکت انکشاف ملی پرداخت.
یکی از محورهای آن مقاله، سخنان عبدالرحمن عطاش، رئیس اجرائیوی شرکت انکشاف ملی، بود که پیشتر در صحبت با مردم بلخاب از منابع معدنی بهعنوان «سرمایه شما» یاد کرده و گفته بود پیش از انتقال این سرمایه به بیرون، باید خدماتی برای مردم انجام شود.
پرسشی که آن زمان مطرح شد، همچنان پابرجاست:
اگر زغالسنگ «سرمایه مردم» است، سهم مردم بلخاب از این سرمایه کجاست؟
شرکت انکشاف ملی در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد که حدود ۱۰۰ محل استخراج در معادن بلخاب ایجاد شده، بیش از دو هزار نفر بهطور مستقیم در این بخش مشغول کار هستند و سالانه نزدیک به ۵۰۰ هزار تن زغالسنگ استخراج میشود. این شرکت همچنین از ساخت بیش از ۲۰۰ کیلومتر سرک ارتباطی میان معادن خبر داده است. این ارقام، آمار اعلامشده خود شرکت انکشاف ملی است. شرکت انکشاف ملی
شرکت انکشاف ملی همچنین وعده داده بود زغال مورد نیاز باشندگان محل با قیمت مناسب در اختیار آنان قرار گیرد و خدمات اجتماعی در منطقه گسترش یابد. شرکت انکشاف ملی
اکنون که مردم بار دیگر از سرک، شفاخانه، مخابرات و سوخت زمستانی سخن میگویند، پرسش طبیعی این است:
از وعدههایی که همراه با گسترش استخراج زغالسنگ داده شد، چه مقدار آن در زندگی روزمره مردم بلخاب قابل مشاهده است؟
سرک برای انتقال زغال، یا سرک برای مردم؟
یکی از مهمترین موضوعات مطرحشده در جریان سفر والی سرپل، وضعیت سرکهای بلخاب بود.
ملا عبدالقدیر فروتن، ولسوال طالبان در بلخاب، نیز در جریان این دیدار از دشواری راههای مواصلاتی سخن گفت. او تأیید کرد که سرکهای بلخاب در وضعیت مناسبی قرار ندارند و گفت مردم ناچارند با وجود خرابی و دشواری مسیرها از این راهها استفاده کنند. به گفته او، وضعیت برخی مسیرها بهگونهای است که رفتوآمد را برای مردم با مشکلات جدی روبهرو کرده است.
از سوی دیگر، شرکت انکشاف ملی میگوید بیش از ۲۰۰ کیلومتر سرک ارتباطی میان معادن بلخاب ساخته است. در گزارش رسمی این شرکت نیز آمده است که این سرکها برای تسهیل عملیات استخراج ایجاد شدهاند. شرکت انکشاف ملی
این تفاوت یک پرسش اساسی را به میان میآورد:
سرک برای انتقال زغال، یا سرک برای مردم؟
راههای دسترسی به معادن میتواند برای استخراج و انتقال زغال ضروری باشد؛ اما چنین راههایی لزوماً جای یک شبکه مواصلاتی معیاری برای باشندگان ولسوالی را نمیگیرد.
مردم به سرکی نیاز دارند که آنان را در تمام فصلهای سال به بازار، شفاخانه، مکاتب، مرکز ولایت و دیگر خدمات اساسی متصل کند.
شفاخانه؛ مطالبهای که همچنان تکرار میشود
یکی دیگر از خواستههای اصلی باشندگان، ایجاد یک شفاخانه معیاری در بلخاب بود.
برای منطقهای کوهستانی مانند بلخاب، با فاصله زیاد میان قریهها، دشواری راهها و زمستانهای سخت، دسترسی به خدمات صحی معیاری تنها یک پروژه توسعهای نیست؛ بلکه مستقیماً با زندگی و سلامت مردم ارتباط دارد.
اگر گسترش فعالیتهای معدنی قرار است با توسعه اجتماعی همراه باشد، پرسش این است:
شفاخانه معیاری بلخاب چه زمانی از یک مطالبه به یک پروژه عملی تبدیل خواهد شد؟
زغال زیر پای مردم؛ اما سوخت زمستانی همچنان یک مطالبه
یکی از باشندگان بلخاب در دیدار با مسئولان، مسئله دسترسی مردم به زغالسنگ برای سوخت زمستانی را نیز مطرح کرد.
این مطالبه در منطقهای که خود یکی از حوزههای مهم استخراج زغالسنگ افغانستان است، قابل توجه است.
شرکت انکشاف ملی هنگام افتتاح رسمی استخراج مسلکی معادن بلخاب وعده داده بود که زغال مورد نیاز باشندگان محل با قیمت مناسب تأمین شود. شرکت انکشاف ملی
بنابراین این پرسش مطرح است:
چگونه ممکن است مردمی در کنار ذخایر بزرگ زغالسنگ زندگی کنند، اما تأمین سوخت زمستانی همچنان یکی از مطالبات آنان باشد؟
موضوع، استخراج خودسرانه معادن نیست؛ بلکه ایجاد یک سازوکار روشن و منصفانه برای تأمین نیاز مشروع مردم محل است.
مخابرات؛ نیاز ابتدایی یک منطقه معدنخیز
بهبود شبکههای مخابراتی نیز در میان مطالبات باشندگان مطرح شد.
امروز تلفن و اینترنت دیگر خدمات تجملی نیستند. ارتباطات برای تجارت، آموزش، خدمات صحی، اطلاعرسانی، تماسهای اضطراری و ارتباط قریهها با مرکز ولسوالی و بیرون از بلخاب، بخشی از زیرساختهای اساسی زندگی است.
در منطقهای که منابع طبیعی آن در مقیاس گسترده استخراج میشود، ادامه مشکلات ابتدایی در بخش مخابرات نیز این پرسش را ایجاد میکند که توسعه منابع طبیعی تا چه اندازه با توسعه زیرساختهای عمومی همراه بوده است.
والی سرپل وعده پیگیری داد
والی طالبان در سرپل در پاسخ به مطالبات مطرحشده، از پیگیری شماری از موضوعات، از جمله پروژههای توسعهای و مسئله شفاخانه، با نهادهای مربوط سخن گفت.
او همچنین بر امنیت و ارتباط مستقیم مسئولان با مردم تأکید کرد و گفت در صورت فراهمشدن فرصت، تلاش خواهد کرد به ولسوالیها و حتی قریههای مختلف سفر کند و مشکلات مردم را از نزدیک بشنود.
امنیت برای مردم اهمیت اساسی دارد؛ اما امنیت میتواند زمینهای برای توسعه، خدمات صحی، آموزش، اشتغال و بهبود کیفیت زندگی نیز فراهم کند.
اگر مردم بتوانند شب و روز رفتوآمد کنند، پرسش بعدی این است که روی چه نوع سرکی رفتوآمد میکنند، هنگام بیماری به کدام مرکز صحی مراجعه میکنند و چه میزان از خدمات اساسی در اختیار آنان قرار دارد.
عواید ترخوج؛ آیا این اصل درباره معادن هم قابل طرح است؟
والی سرپل در جریان سفر خود درباره بازار ترخوج نیز صحبت کرد و گفت در صورت انتقال مالکیت بازار به شاروالی، عواید آن میتواند دوباره برای توسعه همان بازار مورد استفاده قرار گیرد.
این موضوع پرسش بزرگتری را درباره منابع طبیعی بلخاب مطرح میکند:
اگر عواید ایجادشده در ترخوج میتواند برای توسعه همان محل مصرف شود، آیا نمیتوان سهمی مشخص و شفاف از عواید منابع طبیعی بلخاب را نیز برای توسعه خود بلخاب در نظر گرفت؟
این به معنای آن نیست که تمام عواید معادن باید تنها در بلخاب مصرف شود. منابع طبیعی افغانستان ثروت عمومی کشور است.
اما جامعهای که معدن در جغرافیای آن قرار دارد و پیامدهای مستقیم استخراج را تجربه میکند، میتواند بپرسد چه سهم قابل مشاهدهای از منافع توسعهای آن به خود منطقه بازمیگردد.
یک ماه پرتحول برای مسئله زغالسنگ بلخاب
در فاصله حدود یک ماه، موضوع زغالسنگ بلخاب و سهم مردم از منابع این ولسوالی در چند رویداد جداگانه برجسته شد.
در ۲۸ آگست ۲۰۲۶، Balkhab.com مقاله «از «جنگ زغالی» بلخاب تا «جنگ طلایی» بدخشان» را منتشر کرد و درباره استخراج زغالسنگ، عواید، وعدههای توسعهای و سهم مردم بلخاب پرسشهایی را مطرح کرد.
دو روز بعد، در ۳۰ آگست ۲۰۲۶، جبهه جمهوریت افغانستان اعلام کرد نیروهایش شماری از موترهای حامل زغالسنگ را در کوتل راهگردو، در مسیر میان بلخاب و درهصوف، به آتش کشیدهاند.
این جبهه اقدام خود را به آنچه «غارت منابع طبیعی» توسط طالبان خواند مرتبط دانست. افغانستان اینترنشنال گزارش داد که یک منبع محلی نیز آتشگرفتن موترهای حامل زغالسنگ در این مسیر را تأیید کرده است. در ویدیویی که به گفته این رسانه از سوی جبهه جمهوریت منتشر شده، شعلههای آتش از چند موتر در شب دیده میشود. Afghanistan International
حدود یک ماه بعد، در روزهای پایانی سپتامبر، والی طالبان در سرپل در جریان سفر دو روزه خود به بلخاب با مسئولان محلی و اقشار مختلف مردم دیدار کرد و اینبار مطالبات مربوط به سرک، شفاخانه، مخابرات، سوخت زمستانی و پروژههای توسعهای مستقیماً از سوی باشندگان مطرح شد.
این رویدادها ماهیت متفاوتی دارند و نزدیکی زمانی آنها بهتنهایی رابطه علت و معلولی میان آنها را ثابت نمیکند.
اما کنار هم قرارگرفتن آنها نشان میدهد که در فاصله حدود یک ماه، مسئله زغالسنگ، توسعه و سهم مردم بلخاب در رسانهها، در تحولات امنیتی و در گفتوگوی مستقیم مردم با مسئولان مطرح شده است.
مهمترین تحول؛ مردم خودشان سخن میگویند
در میان تمام این تحولات، شاید مهمترین مسئله نه یک مقاله رسانهای باشد، نه سخنان یک مقام و نه اقدام یک جریان مخالف طالبان.
مهم این است که خود مردم بلخاب خواستههایشان را مطرح کنند.
مردم میتوانند بپرسند عواید زغالسنگ بلخاب چه مقدار است و کجا مصرف میشود؛ چه میزان از منافع آن به توسعه بلخاب بازمیگردد؛ شفاخانه مورد نیاز مردم چه زمانی ساخته میشود؛ سرک سرپل–بلخاب چه زمانی معیاری خواهد شد؛ مشکل مخابرات چگونه حل میشود؛ و برای سوخت زمستانی مردم چه برنامهای وجود دارد.
طرح این پرسشها مخالفت با توسعه افغانستان یا استفاده از منابع طبیعی کشور نیست.
برعکس، مطالبه شفافیت و پاسخگویی میتواند کمک کند منابع غیرقابل تجدیدی مانند زغالسنگ به توسعهای تبدیل شود که پس از پایان استخراج نیز برای مردم باقی بماند.
اما پس از وعدههای متعدد، معیار اصلی تنها سخن نیست.
معیار، چیزی است که مردم بلخاب «در عمل» خواهند دید.









