
در مناطق کوهستانی و دورافتادهٔ هزارستان، جایی که زمستانهای سنگین راهها را برای ماهها مسدود میکند، مردم هزاره با دستان خالی مشغول ساخت سرکاند. مردان و زنان روستاها، با بیل و کلنگ، در میان برف و سرمای استخوانسوز، راههایی را میگشایند که دولتها طی دههها از ساختن آن عاجز بودهاند یا نخواستهاند.
این تلاش تنها یک پروژهٔ عمرانی نیست؛ بلکه فریاد یک ملت محروم است که پس از قرنها ظلم و حذف، هنوز برای ابتداییترین حق خود یعنی «راه» مبارزه میکند.

ریشهٔ محرومیت: قتلعام عبدالرحمان خان و غصب سرزمینهای هزارهها
محرومیت امروز هزارهها تصادفی نیست و تنها به جغرافیا مربوط نمیشود؛ بلکه نتیجهٔ مستقیم یکی از سیاهترین جنایتهای تاریخ افغانستان است.
در اواخر قرن نوزدهم، امیر عبدالرحمان خان، با راهاندازی جنگ خونین علیه هزارهها، دست به قتلعام سیستماتیک و پاکسازی قومی زد. هزاران انسان بیگناه قتلعام شدند، روستاها نابود گردید و بخش بزرگی از جمعیت هزاره از میان رفت.
در همان دوران، زمینهای هموار و حاصلخیز هزارهها به زور گرفته شد و به دیگران واگذار گردید. بازماندگان، نه از روی انتخاب، بلکه برای نجات جان خود، مجبور شدند به مناطق سرد، خشک و صعبالعبور کوهستانی پناه ببرند؛ همان جایی که امروز هزارستان نامیده میشود.
این کوچ، یک مهاجرت طبیعی نبود؛
بلکه تبعید اجباری از دل سرکوب، قتلعام و غصب زمین بود.
کوهستانهایی که امروز هزارهها در آن زندگی میکنند، یادگار یک جنایت تاریخیاند، نه یک انتخاب آزاد.

ادامهٔ انزوا و محرومیت در قرن ۲۱
این حذف تاریخی، در ساختار سیاسی افغانستان ادامه یافت. مناطق هزارهنشین همواره از توسعه و زیربنا محروم نگه داشته شدند.
در زمستان، بسیاری از ولسوالیها و قریههای هزارستان بهگونهٔ کامل از شهرها جدا میشوند. نبود سرکهای معیاری سبب میشود مردم از دسترسی به خدمات اولیه مانند:
-
درمان و خدمات صحی
-
بازار و اقتصاد
-
مکاتب و آموزش
-
کمکهای اضطراری
محروم بمانند.
حتی در دوران ۲۰ سالهٔ حضور جامعهٔ جهانی و سرازیر شدن میلیاردها دالر کمک به افغانستان پس از ۲۰۰۱، سهم مناطق هزارهنشین از پروژههای بنیادی بسیار اندک بود. فرصت استثنایی بازسازی نیز نتوانست محرومیت تاریخی این مناطق را پایان دهد.

وقتی دولت نیست، مردم خود راه میسازند
امروز، در نبود امکانات و بیتوجهی حکومتها، مردم هزارستان خود دست به کار شدهاند.
در بسیاری از مناطق، مردم با کمترین امکانات، در وسط زمستان، راههایی را با بیل و کلنگ میگشایند. زنان و مردان شانهبهشانه کار میکنند تا قریهها از بنبست بیرون شود.
این حرکتهای مردمی تنها ساخت سرک نیست؛ بلکه ساخت امید است، ساخت آینده است، و مقاومت در برابر فراموششدن.
ویدیوهای واقعی از تلاش مردم هزاره برای ساخت سرک در زمستان
این ویدیوها نمونههای روشن از کار طاقتفرسای مردم هزاره در مناطق مختلف افغانستان است؛ مردان و زنان روستاها در سرمای زمستان، با بیل و کلنگ، راههایی را میسازند که سالها دولتها از آن غفلت کردهاند.
🎥 ویدیو ۱: ولسوالی گیزاب، ولایت ارزگان
جریان کار سرک خواجه نیکپای در ولسوالی گیزاب
🎥 ویدیو ۲: ولسوالی جاغوری، ولایت غزنی
جریان کار سرک در ولسوالی جاغوری
🎥 ویدیو ۳: ولسوالی بهسود، ولایت میدان وردک
جریان کار سرک در ولسوالی بهسود
🎥 ویدیو ۴: ولسوالی شهرستان، ولایت دایکندی
جریان کار سرک در ولسوالی شهرستان
🎥 ویدیو ۵: ولسوالی دره ترکمن، ولایت پروان
جریان کار سرک در ولسوالی دره ترکمن
ویدیو ۶: نمونهٔ سرکسازی با ماشینآلات مدرن (جهت مقایسه)
🎥 ویدیو ۶: سرکسازی با تجهیزات پیشرفته در خارج
این ویدیو نشان میدهد که در بسیاری از کشورهای جهان، ساخت سرک با استفاده از ماشینآلات سنگین، بلدوزرها، اکسکاواتورها و تکنالوژی مدرن انجام میشود؛ در حالیکه مردم هزارستان هنوز مجبورند با ابزار ابتدایی و در سرمای زمستان، راههای ارتباطی خود را با دست خالی بسازند.









